|
جعفرجن(بَکِر)
| ||
|
دیشب با بچه ها تو شهر بودیم که گوشیم زنگ خورد. گوشی رو که برداشتم دیدم شماره موبایل شیراز هست و بلافاصله احساس کردم این شماره برام آشناست. بعد از سلام و علیک گفت که میشناسی منو؟؟ همزمان هم من صداشو شناختم، هم اون خودشو معرفی کرد. جناب سزهنگ علی صابر نیا بود. سال 86 پادگان آموزشی احمدبن موسی (ع) دوره آموزش سربازی بودم و این بزرگوار مربی آموزشی بود. تا چند سال پیش با هم در تماس بودیم. یکبار هم تو شیراز رفتم در خونشون و همدیگه رو دیدیم. ولی الان چند سالی بود به خاطر اینکه گوشیم عوض کرده بودم شمارش نداشتم و همیشه منتظر بودم خودش یه روزی زنگ بزنه. از چند نفر هم سراغ شمارشو گرفته بودم ولی کسی نداشت. خلاصه خیلی خوشحال شدم. بسار انسان شریف، جوانمرد، دلسوز، مهریان، جنتلمن و نجیب زاده ای هست. [ چهارشنبه هفتم آبان ۱۴۰۴ ] [ 9:8 ] [ مجتبی بهادری ]
|
||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||