|
جعفرجن(بَکِر)
| ||
|
نان در فرهنگ ایرانی، فقط خوراک نیست؛ بخشی از هویت است. از روزگاری که در حجاریهای تخت جمشید، پادشاهان برای کارگران نان و آب در نظر میگرفتند تا امروز که مردم در صف نانوایی بهدنبال «نان سهمیهای» هستند، این قوت ساده، داستان بلندی در سفرهی ملت ما دارد. قرنها پیش، در ایران باستان، پرداخت دستمزد کارگران با نان و جو صورت میگرفت. در دوران صفویه و قاجار، نان یکی از مهمترین کالاهای نظارتشده توسط حکومت بود. نان، آنقدر در زندگی مردم گره خورده بود که هر بار که قحطی یا گرانی میآمد، شورشهای نانمحور هم به راه میافتاد. حالا در قرن ۲۱، مردم هنوز با همان دغدغه قدیمی از خانه بیرون میآیند: آیا نانی برای سفره هست؟ وقتی نان گران میشود، این فقط قیمت یک قرص نان نیست که بالا میرود؛ بلکه علامتیست از بالا رفتن تب معیشت مردم. نان، بهخاطر نقش حیاتیاش در سبد خوراک خانوادهها، همیشه حساسترین نقطه تماس اقتصاد با زندگی روزمره بوده است. شما ممکن است گوشت نخرید، برنج را کمتر بخرید، اما نان؟ نمیشود حذفش کرد. افزایش اخیر قیمت نان در برخی شهرها، نهتنها مردم را غافلگیر کرده، بلکه صدای اعتراض نانوایان را هم درآورده است. آنها میگویند هزینه تولید بالا رفته: آرد، آب، برق، دستمزد، همه چیز گران شده، اما قیمت فروش ثابت مانده بود. مردم اما میپرسند: چرا همیشه راهحل ساده این است که «قیمت را بالا ببریم»، آن هم بدون اینکه فکری به حال درآمد مردم شود؟ ما در دورانی زندگی میکنیم که تنوع نانها بیشتر از گذشته شده: سنگک کنجدی، لواش صنعتی، بربری سبوسدار، نان جو رژیمی، نان با مغز گردو! اما همین امروز، برای بسیاری از مردم، نان معمولی بربری هم در حال تبدیل شدن به کالای لوکس است. دیگر باید پرسید: آیا نان هم به سرنوشت گوشت و لبنیات دچار میشود؟ «نان خشک خوردن و زندگی با عزت» شعار بسیاری از بزرگان بوده، اما حالا در شبکههای اجتماعی، طنزهایی میبینیم که در آن نان، نه نماد برکت، بلکه سوژه شوخیهای تلخ شده است. طنز تلخ ماجرا اینجاست که وقتی نان به شوخی تبدیل میشود، یعنی واقعیت آنقدر تلخ است که دیگر با جدیت قابل هضم نیست. سفرهای که نان ندارد، امید هم ندارد،سفره ایرانی، چه مفصل باشد چه ساده، بدون نان کامل نیست. نان، همیشه نقش همراه غذا را بازی کرده، ولی حالا خودش به دغدغه اصلی تبدیل شده است. وقتی نان از سفره حذف یا کمیاب شود، تأثیرش فراتر از شکم است؛ امنیت روانی مردم، احساس ثبات، امید به آینده همه بهخطر میافتند. اقتصاددانها میگویند: اگر نان گران شود، شاخص تحمل اجتماعی کاهش مییابد. این جمله یعنی نان، نهفقط یک ماده غذایی، بلکه خط قرمز معیشتی مردم است. چون وقتی نان نباشد، چیزی برای دلخوشی هم نمیماند. سخن پایانی، نان احترام دارد. در کشوری که فرهنگ نان دادن، نذر نان، و احترام به نان ریشه دارد، جا ندارد که مردم نگران فردای خود برای تأمین ابتداییترین نیازشان باشند. اگر امروز مردم در صف نان میایستند نه برای سیری شکم، بلکه برای حفظ کرامت خود است. و اگر قرار است نان هم در لیست چیزهایی قرار گیرد که فقط برای برخی در دسترس است، باید پرسید: وعدهها برای چه کسانی بوده است؟ نان باید بماند، نه فقط روی سفرهها، بلکه در جایگاه والایی که در فرهنگ و روح ایرانی دارد. اگر نان گران شده و وعدهها همچنان ارزان، شاید وقت آن رسیده وعدهها را هم به نرخ واقعی مردم بازنویسی کنیم. [ چهارشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۴ ] [ 11:11 ] [ مجتبی بهادری ]
|
||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||