جعفرجن(بَکِر)
 
قالب وبلاگ
لینک های مفید

زمستون گذشته خیلی کم بارون اومد، هر چی هم مردم و آخوندا دعا کردن و نماز بارون خوندن هم فایده نداشت. تابستون هم که گرما خیلی شدید و سوزناکه. چند وقت پیش فهمیدم که آب سد ولات کم شده تا اینکه مصطفی رفت ولات رفت سر سد و فیلمش هم فرستاد، دیدم که واقعا خشک شده و قطره ای آب هم نداره،آسیدون هم که زودتر خشک شده بود، به شدت ناراحت شدم و به حال پرندگان و جانوران افسوس میخوردم. چند بار هم برنامه ریزی کردیم که مث سالهای قبل بابام با بطری آب ببره براشون ولی متاسفانه به خاطر شرایط حسمانی، حال و روز خوبی نداره که بره، خلاصه خیلی ناراحت و نا امید بودم که روز پنج شنبه مادر بهم زنگ زد و گفت صدای بارون و رعد و برق می فهمی، یهو همون لحظه به رعد و برق شدیدی زد و گفت که یه بارون شدید و دم اسبی ولات گرفته، خدا را شکر بعدش هم چند تا فیلم به دستم رسید تا حسابی بارون زده و به قولا او دره هم اومد.

خدا را بی نهایت شکر، خدایا غیر از تو خودت به فکر مردم و پرندگان و جانوران باشی، و گرنه مسئولین فقط فکر جیب خودشون و پر کردن حسابشون هستن. با سیاستی هم که در پیش گرفتن کل چشمه ها و رودخونه ه و سدها هم که خشک کردن، آب و برق هم که قطع کردن، افسار گرونی هم که از دستشون در رفته،با کل دنیا هم که قطع رابطه کردن

[ شنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۴ ] [ 17:23 ] [ مجتبی بهادری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

در این وبلاگ از آداب و رسوم، فرهنگ، گذشته و تاریخ جعفرجن می نویسم.
لینک های مفید


امکانات وب