همانطور که از معنی و مفهوم این شعر بر می آید شجاعت و دلیری یک چوپون بکری را به گُنج شیر(نوعی زنبور قرمز که از دیگر زنبورها زرنگ تر و قوی تر می باشد)تشبیه کرده اند و کنایه به این است که یک چوپون بکری توانایی تسخیر و فتح یک قلعه را دارد.
به طور نمونه هنگامی که حسین بیگ، خان کنارتخته به همراهی و پشتیبانی و تحریک برادرش نورمحمدخان که حاکم دالکی بوده به طورر علنی و آشکار سالیان سال با علی ویس خان بهادری و سردار خان کرایی دشمنی داشتند، قصد تصرف قلعه های جعفرجن و خشت را داشتند، شب هنگام که در کاروانسرای کنارتخته مشغول استراحت و رجز خوانی بودن، یک نفر از تفنگچیان چیره دست و به نام جعفرجن به نام ((کل غلامرضا بکری)) سر قلیون مهمانان حسین بیگ را نشانه گرفته و اقدام به تیرانداری نمود که این عمل علاوه بر اینکه باعث ترس و وحشت در بین آنها می شود به نوعی ((کل غلامرضا)) با این حرکت آنها را هم تحقیر و هم تحریک می کند. فردا که می رسد تفنگ چیان حسین بیگ و نورمحمدخان به سمت جعفرجن حرکت می کنند تا آنجا را که محل استقرار علی ویس خان بوده تسخیر کنند، از قضا آن روز علی ویس خان و تفنگ چیانش جهت همکاری و همراهی سردار خان به خشت رفته بودند و تنها ((کل غلامرضا)) و چند نفر دیگر در روستا بودند که بلافاصله خودشان را به منطقه و کوهی بین کنارتخته و جعفرجن می رسانند و در آنجا کمین می کنند، ظاهرا آن چند نفری که همراه ((کل غلامرضا))بودن تبحر و مهارت خاصی در تیراندازی نداشتن. بنابر این بنا بر توصیه ((کل غلامرضا)) آنها وظیفه پر کردن چند تفنگ را در چند نقطه متفاوت و به نوعی چند سنگر را با فاصله از هم بر عهده می گیرند، ((کل غلامرضا)) نیز مدام از این سنگر خود را به سنگر بعدی می رساند و با نشانه گیری دقیق و تیراندازی پی در پی راه بر آنها می بندد و آنها نیز به محل کاروانسرا بر می گردن. بعد از این وقایع از این منطقه و کوه به نام کوه پر جنگی یاد می کنند.